محمد باقر شريعتى سبزوارى

25

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

اين مسائل كرده‌اند به طورى كه مىتوان گفت سه مسئلهء زير : 1 . ارزش معلومات ؛ 2 . راه حصول علم ؛ 3 . تعيين حدود علم ، محور مسائل فلسفى اروپا به شمار مىرود . و همانا اختلاف نظر در مسئلهء اوّل است كه فلاسفه را از سوفسطاييان ، و جزميون را از شكاكان جدا كرده است ، و اختلاف‌نظر در مسئلهء دوم است كه دانشمندان اروپا را به دو دستهء مهم عقليون و حسيون منقسم و مشاجرهء عظيمى بين اين دوگروه به پا كرده است ، و اختلاف‌نظر در مسئلهء سوم است كه عقايد و نظريات دانشمندان را دربارهء فلسفهء تعقلى - كه بارزترين مصداقش فلسفهء اولى ( متافيزيك ) است و قدما آن را « علم كلى » و « فلسفهء حقيقى » مىخواندند - مختلف كرده است به‌طورىكه گروهى تحقيق در اين فن و قضاوت دربارهء مسائل مربوط به آن را نفياً و اثباتاً از حدود توانايى ذهن بشر خارج دانسته‌اند و گروهى برعكس اين فن را يقينىترين و بىنيازترين فنون دانسته‌اند . از سه مسئلهء بالا مسئلهء اوّل در مقالهء 4 تحقيق شد و دو مسئلهء ديگر به اضافهء يك رشته مطالب اساسى ديگر در ضمن مطالب اين مقاله تحقيق مىشود . و براى اين‌كه خوانندهء محترم سابقهء ذهنى كافى داشته باشد و مورد گفتگو را در اين دو مسئله دريابد به شرح ذيل مىپردازيم : راه حصول علم در اين مسئله گفتگو در اين است كه مبدأ و منشأ اوّلى علم بشر چيست و ادراكات ابتدايى ، يعنى عناصر بسيط اوليهء ادراكات به چه كيفيت و از چه راه پيدا مىشود ؟ و به عبارت ديگر ، ما مىدانيم كه « تفكر » يعنى از بسايط ، مركبات ساختن و از مفردات ، قضايا ساختن و از قضايا ، قياسات تشكيل دادن و نتيجه گرفتن و از قياسات و نتايج ، فلسفهء علوم پديد آوردن ، پس مايهء اصلى تفكر ، مفردات و بسايط است . حالا بايد ديد آن